تبلیغات
وبلاگ رسمی راضیه فولادوند - تو....پاییز
تاریخ : یکشنبه 26 آبان 1392 | 06:52 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند

جار.

جار ..

جار…

جارو جار می زد تمام ماجرای دیشب را

هرچند باد

رفتگر داستان تمام صحنه را از جرم زدوده بود

اما من از پشت پنجره های آسمان

دیدم هم خوابگی قدم هایت را با برگ های زرد پاییزی………..

(۲)

ای کوه در رگ های مغزت جاری ام کن

همبستر رودی که بر تن داری ام کن

 

با من بمان زواره و تاج سرم باش

یک لطف در حق من و معماری ام کن

 

هر چند عمری رعیتم در شعر اما…

با واژه های شاهی ات درباری ام کن

 

از چشم هایت نسخه الماسی بیاور

دارنده ی رسواترین سمساری ام کن

 

یک بوسه …نه! دوتا !…نه اصلن باغبانم!

هر قدر می خواهی خودت گل کاری ام کن

 

در غار دفتر های من ای سوره ی عشق..!

در این قبیله یک دو مصرع قاری ام کن





  • paper | اخبار | خرید اینترنتی