تبلیغات
وبلاگ رسمی راضیه فولادوند
تاریخ : سه شنبه 11 اسفند 1394 | 12:07 ق.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
دکلمه یک بداهه...در حد همون دل نوشته...با صدای خودم....



 ادرس..:لینک دانلود


تاریخ : سه شنبه 2 شهریور 1395 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
در من فسیل خاطراتت کشف خواهد شد
دریای مغروری که بعد از تو کویر است...



راضیه فولادوند


تاریخ : شنبه 5 تیر 1395 | 03:21 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند

حس میکنی او باز به سمت تو بیاید؟

پشت سر یک مرده اگر آب بپاشی...




راضیه فولادوند




تاریخ : جمعه 21 خرداد 1395 | 01:09 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
چی خرمونی که آگر ها درینِم
چَمَریتِم و تُر سِیلِم کلا دِی

بویینی ار وَرِت دیرِم مَچوییچِم
بَخَل باری گَنِم زُوردَم گلا دی...



یک بند  از یه شعر لکی



راضیه فولادوند



تاریخ : سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 | 11:17 ق.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند





سایت خبری یافته -بزرگداشت لباس محلی و قوم لر در دانشگاه تهران تالار فردوسی-عکاس راضیه  فولادوند....کلیک کنین عکسارو ببینید  
http://yaftenews.ir/gallerypic/cultural/13415-ghomlor.html





تاریخ : دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 | 08:08 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
پاشو خیابون جای مردن نیس
جای قشنگی واسه یه زن نیس
چشمای هرزه کم نداره شهر...
پاشو ..دیگه پاکی به دامن نیس*

از دس فروشی تو خیابونا...
سگ دو زدن ها توی میدونا...
زن بودی و مردونه جنگیدی
تو مردتر بودی ولی اونا...

پاشو..کسی قد خودت زن نیس

تو فکر دخل آخرت بودی
فکر جهاز دخترت بودی
تو ازدحام خنده ی مردم
تو فکر قلب مادرت بودی

پاشو ..خدا که با تو دشمن نیس!

بغضت رو زیر روسری خوردی
تو زندگیت از هر دری خوردی
تنها سکوتت حرفتو میزد...
از ادما که تو سری خوردی...

تو باید الان خونه باشی..نه!
پاشو خیابون جای مردن نیس...


قسمت هایی از یه شعر محاوره اجتماعی   


*پیراهنم روزی گواهی می دهد پاکم
ای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیست
حسین زحمتکش
یک مصرع تلمیح از شاعر بزرگوار حسین زحمتکش....


                  راضیه فولادوند



تاریخ : سه شنبه 10 فروردین 1395 | 04:34 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
شعری نسبتا طنز...لکی




اگر بی مِ خصه میری...بوه زیخت...
تنگی و هوره و گیری...بوه زیخت..
رفیقی یعنی هامر پات اِ خَم،شادی...
اگر جز مِ کسی دیری...بوه زیخت..:))))))





راضیه فولادوند


تاریخ : سه شنبه 10 فروردین 1395 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
تو را قدر غزل های اصیلم دوستت دارم

به تعداد ابر مردان ایلم  دوستت دارم

به حد شرم زیبای عروس ناب ایرانی

به حد جمله آیا وکیلم دوستت دارم


راضیه فولادوند
               کانال تلگرام                                                                                                                    raziefouladvand@


تاریخ : شنبه 8 اسفند 1394 | 03:00 ق.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
یه روز واسه دل خودمم شده باز خوانی میکنم این اهنگو....خیلی دوسش دارم

دیدی که رسوا شد دلم....با صدای بانو مرضیه....لینک دانلود

این هم ادرس کانال بنده برای دوستانی که تمایل دارن توی تلگرام مارو همراهی کنن  

Channel:@raziefouladvand


تاریخ : چهارشنبه 14 بهمن 1394 | 05:03 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
حبسم درون مرگ و چشمت داغدارم نیست
درشعر مفقودم نشانی از مزارم نیست
کوهم که گریه می کند از دوری دریا
یک دامنه مرهم برای ابشارم نیست
بانام انسان بودنم گفتند آزادی
جز جبر چیز دیگری در اختیارم نیست
در شعرها دیگر سراغت را نمیگیرم
من پشت شعری که نخواهم گفت میمیرم
گم شد تنم زیر غباری که ولم کردی
چون شعر بر سنگ مزاری که ولم کردی
هی دور خود میچرخم و میچرخم و میچر...
غش میکنم توی مداری که ولم کردی
مانند بمبی ساعتی در کیف جاسوسی
کز کرده ام کنج قطاری که ولم کردی
سردرگمم حیله ست یا بخشش..نمیدانم
در دشت من تنها شکاری که ولم کردی!..
من آن قمارم که مرا در عشق می بازی
آنقدر میخواهم تورا که دردسرسازی
هربار نخ دادم تو با سیگار ور رفتی
نخ کش شدم با بادبادک هات در رفتی
هفت آسمانم گرچه دلباز است بعد از تو
اما کسی دلخوش به پرواز است بعد از تو؟!
این خانه هم باور نکرده برنمیگردی..
روی خیابان پنجره باز است بعد از تو
قلبم شبیه پادشاهی بی وزیر خود..
بازیچه ی یک عده سرباز است بعد از تو
با شعرها روزی دلت را میکشم اینجا
پیغمبرت دلخوش به اعجاز است بعد از تو
آآنقدر حبست کرده ام شعرم ورم کرده
فریادهایت خط به خط شاعرترم کرده
........

#راضیه_فولادوند

تاریخ : چهارشنبه 7 بهمن 1394 | 01:43 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
تاریکی بی روی ماهت را ببین در من
چون شعله ای که در دل فانوس می گریم

در تُنگ تنهایی خود کز می کنم بی تو
یک ماهی کوچک که اقیانوس می گریم

فواره ای شادم به چشم مردم این شهر
اما نفهمیدند من معکوس می گریم....




راضیه فولادوند


تاریخ : سه شنبه 31 شهریور 1394 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند


تاریخ : چهارشنبه 18 شهریور 1394 | 12:21 ق.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند

 

مقام اول شعر دانشجوی  دانشگاه های فنی -مرحله کشوری-اصفهان

 

مانند بمبی ساعتی در کیف یک سرباز

کز کرده ام کنج قطاری که ولم کردند....

 

 



تاریخ : یکشنبه 8 شهریور 1394 | 11:33 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند
تازه از تنور دراومده

ناز شستت خوب با دشمن مدارا می کنی
قطره ای ابی و با اهن مدارا می کنی

این همه زن عاشقت هستند....دست کم خودم!
بین این ها با همان یک زن مدارا میکنی!!

روح من درگیر این عشق است اما بی صفت
با تنم بی قید پیراهن مدارا می کنی؟

مثل اتش روبه رویم زل زدی در چشم هام
وقت کافی نیست....با خرمن مدارا میکنی؟؟





تاریخ : چهارشنبه 4 شهریور 1394 | 05:59 ب.ظ | نویسنده : راضیه فولادوند




غزلی قدیمی که توی حال و هوای سرماخوردگی بداهه نوشته بودم.....پیداکردنش کلی خوشحالم کرد

گم می شوم با یک غزل پشت خیالی که...
تب می کنم در شعرو تو ان دستمالی که...

خیسی و در باران سراغ عشق می گردی
ما..بوسه و ویروس عشق و انتقالی که...

از چشم های من به تو پیوند خواهد خورد
یک لجظه ی کوتاه حرف و احتمالی که..._

_تو اتفاق تازه ای باشی که می افتد
برگردنم مانند دستانت مدالی که....

از قاب عکس ِبی مَنت بیرون بزن ...برگرد
کپ کرده ام بر عکس هایت و سوالی که...

آبا فقط مانند قبلا دوستم داری؟










تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

  • paper | اخبار | خرید اینترنتی